‌ #کافه_جستار: مقدمه
محمد تاج‌احمدی
تجارت اقتضائات خاص خودش را دارد. کافه‌داری هم در عین ظاهر گول‌زنک و فریبایش، یک تجارت بسیار پیچیده و خاص‌است. هرچند کافه‌داری فقط بوطیقای طبخ #قهوه و آموزه‌های تجاری نیست‌! دنیایی‌ست متفاوت تراز آنچه بنظر میرسد که تا نوش و نیش‌اش را نخوری ندانی!
مِن‌بعد می‌خواهم «جستار»هایی را (در مقام قریب کلمه) ذیل همین #ماجرا ها بنویسم. حرفهایی نه‌چندان متعارف از «تجربه عجیب» کافه‌داری! اگر اهل خواندن نباشید پس باید در حاشیه بگویم در جستار «فردیت» حاکم است و پای برداشت شخصی درمیان!
گاهی ناگفته‌ای میگویم و گاهی هم فعلها را مثل جمله قبل حذف به قرینه می‌کنم. چیزهایی که می‌خوانید درباره فوت قهوه‌چی‌باشی بودن و فن طبع ِشیک و کیک نیست! حکایت مواجهه و یافتن پاسخ سئوالهایی‌ست که تا پیش کافه‌چی بودن، جوابشان را نمی‌دانستم.
این جستارها را ذیل نام و برچسب (یا هشتگ) #کافه_جستار منتشر می‌کنم. برای خواندن این مطالب این هشتگ را در شبکه‌های اجتماعی می‌توانید دنبال کنید:

#کافه_جستار

کافه جستار
بکت یکی از جستارنویسان مطرح کافه‌های اروپا بود

اما جستار دقیقا چیست؟

Essay را در زبان فارسی جستار ترجمه کرده‌اند. در ادبیات فرنگی‌ها ما سه‌نوع اسلوب یا ژانر نگارشی داریم:

داستان (فیکشن)

ناداستان (نان فیکشن)

جستار

گونه سوم در تاریخ ادبیات و فرهنگ نگاری ما چندان مقوم و ریشه‌دار نیست. جستار را می‌توان روایتی شخصی از هرآنچیزی دانست که قابلیت روایت شدن را دارد. هرچند الزاما خط و ربطهای روایتگری و داستان‌نویسی در آن لحاظ نمی‌شود.

میشل دومنتنی می‌گوید در جستار شخصی، پلات یا مسیر نوشتن،‌ دنبال کردن افکار شخصی و تلاش برای درک بهتر مشکل است. شاعر آمریکاییCecil day Lewis می‌گوید: «نه برای فهمیده شدن که برای فهمیدن می‌نویسیم.»
جستارهای شخصی بسیار شبیه مموآر هستند: هر دو بر تجربه و داستان شخصی استوارند، هر دو می‌خواهند حقیقتی جهانی درباره وجود را بیان کنند و هر دو از ابزار حرفه‌ای مشابهی استفاده می‌کنند. پس فرق بین مموآر و جستار شخصی چیست؟ واضح ترین تفاوت در دامنه و حجم آن است: مموآر داستانی اصلی از زندگی را روایت می‌کند و جستار شخصی کوتاه است و فضای کمتری در اختیار دارد. موضوعات ظریف‌تر در جستارهای شخصی بهتر پرداخته می‌شوند و این کمک می‌کند که نویسنده بر یک واقعه یا یک تصویر تمرکز کند. همانند مموآر صداقت و تمایل به آسیب پذیر بودن روی کاغذ، کلید نوشتن جستارهایی است که خواننده تا پایان زمین‌شان نگذارد.
کلمه essay از کلمه فرانسوی به معنای تلاش یا آزمون گرفته شده و میشل دومنتنی (۱۵۳۳) اولین نفری بود که این فرم را به شکل عمومی رایج کرد و آن را essai نامید. او خودش را به عنوان موضوع) (subject در نظر می‌گیرد و عناوین) (topic مختلفی را امتحان می‌کند. ساختار چندانی در دسترس خواننده نیست که افکار او را دنبال کند، اما به عقیده او هر فردی تمام بشریت را در خود دارد و در پویش و آزمودن موضوعات مجرا رفتار او کاملا مدرن است. این باور که “هر فرد تمام بشریت را در خود دارد”، اساس جستار شخصی در دنیای مدرن است. چه دلیل دیگری دارد که ارزش داشته باشد فکرهای نویسنده دیگری را درباره چیزی بخوانیم؟
یک جستار شخصی خوب اغلب زاده کنجکاوی نویسنده درباره چیزی است که درست نفهمیده یا نمی‌داند. جستار فرمی برای پویش در ایده‌هاست، برای جستجو و تلاش بریا درک چیزی که از ما فرار می‌کند، این معنای تلاش برای کلمه essay بسیار شایسته است چون استعاره درستی از نوشتن مقاله شخص است: فکری یا مشکلی را پیش رو می‌گذارید و از جهات مختلف آن را مورد تردید و سوال قرار می‌دهید، انگار از دید شاهد‌های مختلف.
همانطور که اسکات راسل ساندرز در مقدمه کتاب Touchstone Anthology آورده «جستار یادآور آزمودن است، سنجیدن و بررسی کردن برای دو منتنی نوشتن جستار، تلاش برای معنادار کردن زندگی بود، البته نه تمام زندگی، بلکه پیچیدگی‌ها و ابهام آن.»
در نوشتن مقاله شخصی بر همین تلاش بر آزمودن داشته باشید بخصوص در فرآیند تفکر و نوشتن جستار شخصی بیش از هر فرم دیگر نحوه تفکر نویسنده را به ما نشان می‌دهد. ما فرآیند آزمودن و سنجیدن نویسنده را می‌بینیم و این به اندازه نتایج وی مهم است اگر مهم‌تر نباشد.
در واقع صرف فرآیند نوشتن جستار شخصی جالب است اگر پر از نتایج پیش‌بینی نشده باشد و ما ببینیم که نویسنده برای نیاز ابتدایی خودش به درک مسئله دست به نوشتن زده است. می‌شود گفت که مقاله شخصی شکل دیگری از “تردید” است. در مموآر هم همیشه تردید وجود دارد ما نقل داستان از آن مهم‌تر است. در مقاله شما با تردید‌تان با سوال‌هایتان مقاله را پیش می‌برید.
چارلز دآمبروسیو(Charles D’ambrosio) نویسنده با استعداد داستان کوتاه و جستار در مقدمه کتابش Loitering می‌نویسد: «جستارخوب خودش را هم زیر سؤال می‌برد، طوری که یک رمان یا داستان کوتاه هرگز نمی‌تواند. شاید به این دلیل ساده که جستار سوالش را روی کاغذ رها می‌کند نا همه ببینند، مجموعه کاملی از تردید به خود…» و درجایی دیگر از مقدمه همین کتاب می‌گوید «وقتی خود انسان در تردید است، تفکر مداوم و جستجوی نویسنده، وی تصویر می‌کند.»

 

 

مطالب کافه جستار در این شاخه سایت ری‌را منتشر می‌شود:

http://caferira.ir/cat/cafe-magazin/cafe-essay/

بیخیال شدم

Please enter your comment!
نام خود را وارد کنید