کافه‌نشینان: قسمت اول – پرویز دوایی

0
23

#کافه_نشینان


این هشتگ عنوان بخشی ست که کامل وبسیطش را درسایت کافه ری را منتشر میکنم.درباره کافه نشینانی ست که دوستشان دارم! و خوش کردم با پرویز دوایی شروع کنم. مردی که حالا به شرق اروپا رفته. به شهری که سنت کافه نشینی آن در یونسکو ثبت شده: پراگ! شهریست که درسرمای استخوان سوز آن پیرمردی جوان دل تهران پریروز را تصویر میکند.
تهران کافه نادری، تهران کافه فردوسی، طهران کافه طوس و تهران اینترکنتیننتال!
جستارهای پرویز دوایی مثل نقدهایش در مجله فیلم قدمت سالیان دارند! در متن میتوانی خیالت را بدوانی و به کوچه پسکوچه های تهران سرک بکشی! از عمارت پلاسکوی پاسال تا لاله زار! از کوچینی و طنین صدای فرهاد تا… تالار رودکی و درخشش فنی زاده!
دوایی که خودش کافه بازی حرفه ای بوده سالهای حضور آل احمد و نصرت و شاملو و رفیق دیروز و هنوزش احمدرضا احمدی را در کافهو خیابانهای تهران، مثل اتفاقی داغ و کهنه نشدنی برایت تعریف میکند.
برخلاف آنها که فرنگ نرفته بجای قهوه، کافی مینوشند و بجای علاقمندیها از فیوریتهایشان سخن میگویند، غربت سرد سی ساله شهر پراگ دوایی را غربتی نکرده!
او خاطره بازی قهارست! تهران و تمام خاطرات خوبش را بار دلش کرده و با خودش برده! شاید بهمین خاطر باشد که گرد دوری و دیری روی قوه خلاقه اش ننشسته و هنوز متنهای جاندارش برای آدم دلبری میکنند! دوایی را بخوانی دلت معنای نوستالوژی را بی تفرعن مد و ابتذال میفهمد!
نسل دوایی برخلاف ما نسلی سردرگم و پادرهوا و برخلاف اخلافمان نسلی پرتوقع و پرمدعا نیست! جای خودش را مثل کار خودش،بلد است! خواسته و ناخواسته اش را مثل نسبت خود بازندگی میفهمد!
برای من که از فاصله ای پنجاه ساله تهران و کافه هایش را در متنهای دوایی سرمیکشم، زمان جز تاثر و افسوس هیچ ندارد، برای دوایی نمیدانم….

کافه‌نشینان


یادداشت توکا درمورد دیدار با دوایی


بیوگرافی پرویز دوایی:

پرویز دوایی (متولد ۱۳۱۴، تهران) منتقد فیلم، نویسنده و مترجم ایرانی است.

زندگی و کارهایش

پرویز دوایی فارغ التحصیل دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در رشته زبان انگلیسی است و همین تسلط به زبان باعث شد که مترجم مقالات مختلف سینمایی و متن گفتگو برای دوبله فیلم‌ها باشد. با مجلات سینمایی مختلفی همکاری و به عنوان منتقد فیلم شهرت پیدا کرد. از مجلاتی که با آنها همکاری کرد می‌توان به سپید و سیاه،مجله فردوسی، رودکی، روشنفکر و سینما و نگین اشاره کرد. برای ماهنامه سینمایی فیلم هم گاهی بهاریه یا مقاله نوشته‌است.

آخرین مقاله‌اش را در ایران در سال ۱۳۵۳ در مجله سپید و سیاه با عنوان خداحافظ رفقا نوشت و برای یک دوره آموزشی به چکسلواکی رفت و ساکن پراگ شد.

او همچنین از پایه گذاران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در کنار پرویز کلانتری، عباس کیارستمی، اکبر صادقی، نورالدین زرین کلک،سیروس طاهباز و خسرو سینایی است و مدتی هم دبیر جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان در سال‌های ۵۰ و ۵۲ بود. درسال ۱۳۸۷ به مناسبت آخرین رونمایی از کتابش در خانه هنرمندان دوستانش در مورد او گفتند

احمد رضا احمدی از دوران دوستی‌اش با پرویز دوایی گفت که سرآغازش فیلم قیصر مسعود کیمیایی بود.

جمشید ارجمند دوایی را شاعری می‌داند که در قالب شعر فارسی شعر نمی‌گوید.

ابراهیم حقیقی هم نقد درست فیلم را مدیون پرویز دوایی می‌داند.

هوشنگ گلمکانی معتقد است که نسل گذشته او را با نقدهای سینمایی‌اش می‌شناسد و نسل امروز با داستان‌هایش.در سال ۱۳۹۰درسومین جشن جایزه کتاب سال سینمای ایران از پرویز دوایی تقدیر شد. کتابهایش لحنی نوستالژیک دارد و ریشه در خاطرات دوران کودکی و البته در ارتباط با سینماست. پرویز دوایی هم اکنون ساکن پراگ است و علاوه بر آثار ترجمه‌ای، تالیفی در زمینه سینما مجموعه داستانها و کتابهای دیگری را هم در کارنامه دارد.

آثار

 

  • باغ
  • بازگشت یکه سوار
  • سبز پری
  • ایستگاه آبشار
  • بلوار دل شکسته
  • امشب در ستاره سینما
  • تنهایی پر هیاهو (بهومیل هرابال)
  • نی سحرآمیز و چند داستان دیگر (بهومیل هرابال)
  • سینما به روایت هیچکاک(ترجمه کتاب فرانسوا تروفو)
  • بچه هالیوود (ترجمه زندگینامه رابرت پریش)
  • سرگیجه(ترجمه فیلمنامه سمویل تیلر)
  • استلا (ترجمه کتاب جان دوهاتوگ)
  • ترجمه ذن در هنر نویسندگی نوشته ری برادبری

 

 


.

بیخیال شدم

Please enter your comment!
نام خود را وارد کنید